ابو القاسم سلطانى
256
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
Code - 1579 بالنگ Citrus medica L . بالنگ كه شرح آن در كتب سنتى با " ترنج " در يك موضع و ذيل ماده اترج آمده و اثرات درمانى هر دو يكسان ذكر شده است ، ميوه درختچهاى است شبيه درخت ليمو با شاخههاى پهن و درهم به ارتفاع 5 / 1 تا 3 متر از خانواده Rutaceae ، برگ سبزرنگ ، كمى ضخيم به درازاى 15 - 5 / 7 سانتيمتر ، دراز ، بيضوى ، دمبرگ فاقد بال و بدون داشتن واسطه مفصل نمايان به پهنك اتصال دارد . ميوه بزرگتر از ترنج به وزن حدود يك كيلوگرم يا بيشتر ، مستطيل يا بيضوى دراز ، دو سر نامتقارن ، طرفى كه به شاخه اتصال دارد پهن و طرف آزاد آن كمى باريكتر ، پوست ضخيم ، معطر ، زردرنگ ، موجدار و داراى برآمدگىهائى مانند آبله ولى درشتتر مىباشد . گوشت يا پيه يا شحم كه زير پوست و چسبيده به آن مىباشد به رنگ سفيد و تقريبا تمامى فضاى ميوه را اشغال مىنمايد و از آن براى تهيه مربا استفاده مىشود . پولپ يا مغز ميوه كه در ميان پردههاى ضخيم قرار دارد ترش يا شيرينمزه مىباشد و تخم آن داراى مغز سفيد و كمى تلخمزه است . منشاء اوليه بالنگ و ترنج شمال هند مىباشد و در تمام هند رويش دارد و از چند قرن قبل كه به ايران راه يافته در شمال و جنوب ايران پرورش داده مىشود . تاريخچه : الف : شناسائى : در 700 سال قبل از ميلاد Chiraka هندى و سپس Sushruta در كتب خود بعضى خواص آن را متذكر شدهاند . به سنسكريتى آن را Matulunga ناميده و " واترنگ " فرس قديم ماخوذ از اين نام مىباشد در فرگرد دوم و نديداد ، داستان جم كه اهورامزدا به جمشيد از فرارسيدن توفانى از سرماى سخت و برف خبر مىدهد به حدى كه برف بلندترين كوهها را با پستترين درهها مىپوشاند و از جمشيد مىخواهد كه پناهگاهى بسازد تا سرما و برف نسل گياهان ، جانوران و انسان را تباه نسازد . در بند 28 چنين آمده است " به آنجا از همه گياهان تخم ببر ، كه هستند به اين زمين بلندترين و خوشبوىترين " 1 * . مفسر اوستا خوشبوىترين گياهان را به واترنگ تفسير نموده است . در واژهنامههاى مربوط به زبان پهلوى مترادفات واترنگ چنين آمده است : واترنگ ، بادرنگ ، بالنگ ( فرهنگ پهلوى ) 2 * واذرنگ ( بندهش ) 3 * ، Bilbwshy ( هزوارشهاى پهلوى ) 4 * Birboshia , Bilbosha , Bilbwshya ، بادارنگ ، وارنگ ، وادرنج ، بالنگ ، بادابرنگ Badabrang 5 * . استاد پورداود مىنويسد بادرنگ ( - ترنج ) از مرزوبوم سرزمينهاى هند است چون در روزگان لشگركشى اسكندر آن را در ايران ديدهاند آن را Medicon melon يعنى سيب مادى و پس از آن نزد روميان چيتروس مديكه Citrus medica ناميده شده است . تئوفراست در سده چهارم پيش از ميلاد سيب